اندر احوالات شکنجه های جمهوری اسلامی و بمناسبت اعترافات جدید سکینه آشتیانی
حسین شکیبایی یک از هم بندان من در دهه شصت زمانی که به جرم رابطه نامشروع با زن همسایه ( خواهر زاده امام جمعه بهبهان ) دستگیر شده بود تحت بازجویی ها و بخصوص شکنجه های جسمی به داشتن رابطه و تجاوز به اعدام محکوم شد و بعد از محکوم شدن به قاضی گفت که تحت شکنجه اعتراف کرده و شکنجه ها در حدی بوده که هر لحظه آرزوی مرگ میکرده و برای خلاص شدن از آن وضعیت ، این جرم را پذیرفته وی در اخرین دادگاهش به قاضی گفت مطمئن باشید اگر شما جای من شکنجه میشدید اعتراف به رابطه با زن همسایه که سهله اعتراف رابطه نا مشروع با مادر خود را میکردید !
که با خشم قاضی روبرو شد و پرونده این شخص در یکی از روزهای زمستانی 1367 برای همیشه بسته شد و اعدام شد
برگفته از فیسبوک یکی از زندانیان سیاسی خارج شده از ایران
حسین شکیبایی یک از هم بندان من در دهه شصت زمانی که به جرم رابطه نامشروع با زن همسایه ( خواهر زاده امام جمعه بهبهان ) دستگیر شده بود تحت بازجویی ها و بخصوص شکنجه های جسمی به داشتن رابطه و تجاوز به اعدام محکوم شد و بعد از محکوم شدن به قاضی گفت که تحت شکنجه اعتراف کرده و شکنجه ها در حدی بوده که هر لحظه آرزوی مرگ میکرده و برای خلاص شدن از آن وضعیت ، این جرم را پذیرفته وی در اخرین دادگاهش به قاضی گفت مطمئن باشید اگر شما جای من شکنجه میشدید اعتراف به رابطه با زن همسایه که سهله اعتراف رابطه نا مشروع با مادر خود را میکردید !
که با خشم قاضی روبرو شد و پرونده این شخص در یکی از روزهای زمستانی 1367 برای همیشه بسته شد و اعدام شد
برگفته از فیسبوک یکی از زندانیان سیاسی خارج شده از ایران